تبليغاتX
پیراهن دل ،تر است ... - بشکن ...صدایت را نمیشنود کسی...
خدا بیامرزدش را درشت بنویس ...
...تن
...ای تن پوسیده
...در این روزهای رذل و هرز بشکن
!خوب ببين
...تو ماندي و خط صافي كه تو را نديد
دستهاي كوتاهي كه هيچ وقت به او نمي رسد
...وعكسهايي كه به تو مي خندند
...تو مانديو سنگي سياه ... ساكت...سخت... سرد
...و حرفهايي كه هر روز در سينه ات ميزايند
...بشکن از درد بي پدر
...از مرثیه ی مرگ سقفي سبز
!باور كن! ببين
...زندگي ديگر لهيده است
زير پاي دو پایانی که چار نعل می دويدند
!!! تو ميداني چرا هيچ كس ما را نديد؟
...نفس را بگو به بند آيد
...زود تر از آن كه بند آورد چوب بي رحم آبرو
...تن
ای تن پوسیده ی كج خلق و خميده ام
!بي پدر!بشکن
...صدایت را نمی شنود کسی
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 19:18  توسط (شبنم .خاکی...)  |