تبليغاتX
پیراهن دل ،تر است ... - واسش دعا کنین...
خدا بیامرزدش را درشت بنویس ...
 

دستش که باهامون قهر کرد پیش خودم گفتم اینقدر می بوسمش تا باهامون آشتی کنه ...

حالا نوبت پاهاشه می خوان با زمین و با آدمایی که روی زمین راه می رن قهر کنن شایدم از پیشمون برن ... پاهاش خوب جنس زمینو شناختن آخه اونا ۶۸ ساله دارن این زمینو وجب به وجب راه میرن!می دونن زمین یه خائن بزرگه... از خاکش می یای و به خاکش بر میگردی ...کاش اینقدر نمی فهمید ...کاش اینقدر عظیم نبود که بدون ستونای تنش دووم نیاره و بشکنه ...کاش اینقدر کوچیک نبودم که نتونم هیچ کاری کنم کاش اونقدر بزرگ بودم کاش اونقدر عظیم بودم که میشدم ستونش...خدایا خدای بزرگ نذار پاهاش از پیشمون برن... من نمی تونم جای خالیشونو ببینم ...خدایا یه بار دیگه مثل همیشه محبتتو ازمون دریغ نکن مواظبش باش... مواظب غرورش... مواظب وجودش... ابهتش... عظمتش ...وقتی ساکت و بی صدا به پاهاش خیره میشه خوب تو چشماش نگاه کن ببین که چقدر پاهاشو دوست داره ...خدایا صداشو بشو که مدام میگه خدایا من پاهامو دوست دارم ...خدای بزرگ مواظب پدرم باش پدری که بودنش بودنمه ...

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 4:21  توسط (شبنم .خاکی...)  |